استاندارد ISO 56002 چیست؟
استاندارد ISO 56002 راهنمایی بینالمللی برای طراحی، استقرار، نگهداری و بهبود یک سیستم مدیریت نوآوری در سازمان است. این استاندارد به سازمان کمک میکند نوآوری را از مجموعهای از اقدامات پراکنده و وابسته به افراد، به فرایندی هدفمند، قابل مدیریت و همراستا با راهبرد سازمان تبدیل کند.
نسخه منتشرشده این استاندارد با عنوان ISO 56002:2019 شناخته میشود و برای سازمانهای مختلف، صرفنظر از اندازه، نوع فعالیت، ساختار، محصول یا سطح بلوغ نوآوری، قابل استفاده است.
ISO 56002 فقط درباره تولید محصول جدید نیست. نوآوری میتواند در محصول، خدمت، فرایند، مدل کسبوکار، ساختار سازمانی، تجربه مشتری یا ترکیبی از این حوزهها ایجاد شود. موضوع اصلی استاندارد این است که سازمان چگونه شرایط لازم را برای شناسایی فرصتها، توسعه ایدهها و تبدیل آنها به ارزش فراهم کند.
سیستم مدیریت نوآوری چیست؟
سیستم مدیریت نوآوری مجموعهای از عناصر مرتبط و هماهنگ است که سازمان از طریق آنها اهداف، خطمشیها، فرایندها، مسئولیتها و منابع مورد نیاز برای نوآوری را مدیریت میکند.
در یک سیستم اثربخش، نوآوری به برگزاری جلسات ایدهپردازی یا دریافت پیشنهادهای کارکنان محدود نمیشود. سازمان باید بتواند فرصتها را شناسایی کند، ایدههای مناسب را انتخاب کند، مفاهیم اولیه را توسعه دهد، راهحلها را اعتبارسنجی کند و در نهایت ارزش مورد انتظار را تحقق بخشد.
اجزای اصلی یک سیستم مدیریت نوآوری عبارتاند از:
- جهتگیری و راهبرد نوآوری
- حمایت و تعهد مدیریت ارشد
- فرهنگ سازمانی پشتیبان نوآوری
- نقشها و مسئولیتهای مشخص
- مدیریت دانش و داراییهای فکری
- تأمین منابع مالی، انسانی و زیرساختی
- شناسایی فرصتهای نوآوری
- تولید و انتخاب ایدهها
- توسعه و اعتبارسنجی راهحلها
- ارزیابی عملکرد و بهبود سیستم
هدف استاندارد ISO 56002
هدف ISO 56002 این است که سازمان بتواند قابلیت نوآوری خود را بهصورت نظاممند افزایش دهد و احتمال دستیابی به نتایج ارزشمند را بیشتر کند.
این استاندارد به سازمانها کمک میکند:
- نوآوری را با راهبرد و اهداف کلان هماهنگ کنند.
- فرصتهای جدید را زودتر شناسایی کنند.
- عدمقطعیتهای مربوط به نوآوری را مدیریت کنند.
- از ایدههای مناسب حمایت و ایدههای نامناسب را بهموقع متوقف کنند.
- منابع را به فرصتهای دارای اولویت اختصاص دهند.
- دانش و تجربههای حاصل از پروژههای نوآوری را حفظ کنند.
- مشارکت کارکنان و ذینفعان را افزایش دهند.
- با آزمون و یادگیری، راهحلهای جدید را توسعه دهند.
- عملکرد سیستم مدیریت نوآوری را ارزیابی و بهبود دهند.
- از نوآوری برای ایجاد ارزش مالی و غیرمالی استفاده کنند.
ISO 56002 موفقیت قطعی یک نوآوری را تضمین نمیکند؛ زیرا فعالیتهای نوآورانه همواره با عدمقطعیت همراهاند. این استاندارد چارچوبی فراهم میکند تا سازمان تصمیمهای آگاهانهتر بگیرد و عدمقطعیت را بهشکل مؤثرتری مدیریت کند.
انواع نوآوری در ISO 56002
نوآوری فقط به اختراع فناوری یا عرضه محصول کاملاً جدید محدود نیست. سازمان میتواند در حوزههای مختلف نوآوری ایجاد کند.
| نوع نوآوری | توضیح | نمونه |
|---|---|---|
| نوآوری محصول | ایجاد یا بهبود محصول | محصولی با عملکرد یا ویژگی جدید |
| نوآوری خدمت | ایجاد یا بهبود شیوه ارائه خدمت | خدمت غیرحضوری یا شخصیسازیشده |
| نوآوری فرایند | تغییر روش انجام فعالیتها | خودکارسازی یک فرایند |
| نوآوری مدل کسبوکار | تغییر روش ایجاد و کسب ارزش | ارائه خدمات بر مبنای اشتراک |
| نوآوری سازمانی | تغییر ساختار یا شیوه همکاری | تشکیل تیمهای بینواحدی |
| نوآوری تجربه مشتری | بهبود تعامل مشتری با سازمان | طراحی سفر جدید مشتری |
| نوآوری اجتماعی | ارائه راهحل جدید برای مسائل اجتماعی | خدمات جدید برای گروههای کمبرخوردار |
نوآوری میتواند تدریجی یا تحولآفرین باشد. نوآوری تدریجی معمولاً به بهبود محصولات و فرایندهای موجود میپردازد، درحالیکه نوآوری تحولآفرین ممکن است بازار، فناوری یا مدل کسبوکار سازمان را بهطور اساسی تغییر دهد.
اصول مدیریت نوآوری
خانواده استانداردهای ISO 56000 بر مجموعهای از اصول مدیریت نوآوری تأکید دارد. این اصول مبنای طراحی و ارزیابی سیستم مدیریت نوآوری هستند.
تحقق ارزش
هدف نهایی نوآوری، ایجاد یا توزیع مجدد ارزش است. ارزش میتواند مالی، اجتماعی، راهبردی، محیطزیستی، عملیاتی یا مرتبط با تجربه ذینفعان باشد.
یک ایده صرفاً به دلیل جدیدبودن، نوآوری موفق محسوب نمیشود. ایده زمانی ارزشمند است که پس از اجرا، نتیجهای مفید و قابل تشخیص برای سازمان یا ذینفعان ایجاد کند.
رهبری آیندهنگر
مدیران باید جهتگیری روشنی برای نوآوری ایجاد کنند و سازمان را برای مواجهه با تغییرات آینده آماده سازند. حمایت کلامی مدیریت بدون اختصاص منابع، اختیار و زمان کافی برای نوآوری اثربخش نخواهد بود.
جهتگیری راهبردی
فعالیتهای نوآورانه باید با راهبرد، اهداف و قابلیتهای سازمان ارتباط داشته باشند. سازمان باید مشخص کند در چه حوزههایی به دنبال نوآوری است و چه فرصتهایی برای آن اولویت دارند.
فرهنگ سازمانی
نوآوری به فرهنگی نیاز دارد که کنجکاوی، مشارکت، یادگیری، آزمایش و بیان دیدگاههای متفاوت را تشویق کند. ترس از شکست، تنبیه اشتباهات صادقانه و تمرکز بیش از حد بر نتایج کوتاهمدت میتواند نوآوری را تضعیف کند.
بهرهبرداری از بینشها
تصمیمهای نوآورانه باید بر اطلاعات و بینشهای حاصل از مشتریان، بازار، فناوری، رقبا، کارکنان و سایر ذینفعان استوار باشند.
مدیریت عدمقطعیت
نوآوری با عدمقطعیت همراه است. سازمان باید فرضیات مهم را شناسایی و از طریق آزمایش، نمونهسازی، دریافت بازخورد و یادگیری تدریجی، عدمقطعیت را کاهش دهد.
سازگاریپذیری
سیستم مدیریت نوآوری باید بتواند با تغییر محیط، فناوری، نیاز مشتری و نتایج آزمایشها سازگار شود. برنامههای نوآوری نباید بهاندازهای سخت و غیرقابلتغییر باشند که مانع یادگیری شوند.
رویکرد سیستمی
نوآوری حاصل تعامل رهبری، فرهنگ، راهبرد، منابع، دانش، فرایندها و مشارکت ذینفعان است. تمرکز بر یک عنصر، مانند ایدهپردازی، بدون توجه به سایر عناصر معمولاً نتایج پایداری ایجاد نمیکند.
ساختار ISO 56002
ساختار ISO 56002 با ساختار سطح بالای استانداردهای سیستم مدیریت هماهنگ است. موضوعات اصلی آن عبارتاند از:
| بند | موضوع |
|---|---|
| بند 4 | زمینه سازمان |
| بند 5 | رهبری |
| بند 6 | طرحریزی |
| بند 7 | پشتیبانی |
| بند 8 | عملیات |
| بند 9 | ارزیابی عملکرد |
| بند 10 | بهبود |
با وجود شباهت ساختاری به استانداردهایی مانند ISO 9001، باید توجه داشت که ISO 56002 استاندارد راهنماست و الزامات قابلگواهی ارائه نمیکند.
زمینه سازمان
سازمان باید عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر هدف، جهتگیری و قابلیت نوآوری خود را شناسایی کند.
عوامل خارجی ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- تغییرات بازار و رفتار مشتری
- فناوریهای جدید
- قوانین و مقررات
- شرایط اقتصادی
- رقبا و تازهواردان
- تحولات اجتماعی و محیطزیستی
- تغییرات زنجیره تأمین
- فرصتهای همکاری و مشارکت
عوامل داخلی نیز میتوانند شامل فرهنگ سازمانی، دانش، منابع، ساختار، فرایندها، فناوری، شایستگی کارکنان و میزان پذیرش تغییر باشند.
سازمان باید ذینفعان مرتبط با سیستم مدیریت نوآوری و نیازها و انتظارات آنها را نیز شناسایی کند. مشتریان، کارکنان، سهامداران، تأمینکنندگان، دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی، شرکای تجاری و نهادهای قانونی از ذینفعان احتمالی هستند.
دامنه سیستم مدیریت نوآوری
سازمان باید مشخص کند سیستم مدیریت نوآوری چه بخشهایی را پوشش میدهد. دامنه میتواند کل سازمان، یک واحد، یک حوزه محصول، یک بازار یا مجموعهای از پروژههای نوآوری را شامل شود.
در تعیین دامنه باید موارد زیر در نظر گرفته شوند:
- اهداف راهبردی سازمان
- محصولات و خدمات
- واحدها و محلهای سازمانی
- ذینفعان مرتبط
- فرصتها و چالشهای نوآوری
- منابع و قابلیتهای موجود
- ارتباط با سایر سیستمهای مدیریتی
دامنه نباید بهگونهای محدود شود که فعالیتها یا عوامل مهم و مؤثر بر نوآوری را بدون دلیل کنار بگذارد.
رهبری و تعهد مدیریت ارشد
مدیریت ارشد نقش تعیینکنندهای در موفقیت سیستم مدیریت نوآوری دارد. مسئولیت نوآوری را نمیتوان بهطور کامل به واحد تحقیق و توسعه یا یک مدیر نوآوری واگذار کرد.
مدیریت ارشد باید:
- جهتگیری و چشمانداز نوآوری را تعیین کند.
- نوآوری را با راهبرد سازمان هماهنگ سازد.
- فرهنگ مناسب برای نوآوری ایجاد کند.
- منابع مورد نیاز را فراهم کند.
- نقشها و مسئولیتها را تعیین کند.
- موانع سازمانی نوآوری را کاهش دهد.
- همکاری میان واحدها را تقویت کند.
- از آزمایش و یادگیری حمایت کند.
- اهمیت مدیریت نوآوری را در سازمان ترویج دهد.
- عملکرد سیستم را بررسی و برای بهبود آن تصمیمگیری کند.
اگر مدیران فقط خواستار ارائه ایدههای جدید باشند، اما کارکنان زمان، اختیار، منابع یا امنیت لازم برای آزمایش ایدهها را نداشته باشند، سیستم مدیریت نوآوری اثربخش نخواهد بود.
چشمانداز و خطمشی نوآوری
چشمانداز نوآوری باید مشخص کند سازمان از طریق نوآوری به دنبال دستیابی به چه جایگاهی است. این چشمانداز باید الهامبخش، قابل فهم، بلندپروازانه و در عین حال مرتبط با جهتگیری راهبردی سازمان باشد.
خطمشی نوآوری نیز چارچوب کلی تصمیمگیری را ارائه میکند و میتواند شامل تعهد به موارد زیر باشد:
- ایجاد ارزش برای ذینفعان
- حمایت از آزمایش و یادگیری
- توسعه همکاریهای داخلی و خارجی
- مدیریت مسئولانه عدمقطعیت
- حفظ و استفاده از دانش
- رعایت الزامات قانونی و اخلاقی
- بهبود مستمر سیستم مدیریت نوآوری
خطمشی باید در سازمان ابلاغ شود و در صورت مناسببودن، در اختیار ذینفعان مرتبط قرار گیرد.
راهبرد نوآوری
راهبرد نوآوری مشخص میکند سازمان چگونه از نوآوری برای تحقق اهداف خود استفاده خواهد کرد. این راهبرد باید با راهبرد کلان سازمان هماهنگ باشد.
راهبرد نوآوری میتواند موضوعات زیر را پوشش دهد:
- حوزههای اولویتدار نوآوری
- انواع نوآوری مورد توجه
- بازارها و فناوریهای هدف
- میزان تحمل ریسک
- نحوه تخصیص منابع
- رویکرد سازمان به نوآوری باز
- معیارهای انتخاب فرصتها
- نحوه مدیریت سبد نوآوری
- شیوه حفاظت یا بهرهبرداری از مالکیت فکری
- افقهای زمانی کوتاهمدت و بلندمدت
فعالیتهای نوآوری پراکنده و بدون راهبرد ممکن است منابع سازمان را مصرف کنند، بدون آنکه ارزش قابلتوجهی ایجاد شود.
نقشها و مسئولیتها
نقشها و مسئولیتهای سیستم مدیریت نوآوری باید روشن باشند. این نقشها با توجه به ساختار سازمان میتوانند شامل موارد زیر باشند:
| نقش | مسئولیتهای اصلی |
|---|---|
| مدیریت ارشد | تعیین جهتگیری، تأمین منابع و نظارت |
| مدیر نوآوری | هماهنگی سیستم و پیگیری عملکرد |
| مالکان فرصت | هدایت بررسی و توسعه فرصتهای نوآوری |
| تیمهای نوآوری | توسعه، آزمایش و اعتبارسنجی راهحلها |
| واحد تحقیق و توسعه | پشتیبانی علمی و فنی |
| واحد بازاریابی | ارائه بینش بازار و نیاز مشتری |
| واحد منابع انسانی | توسعه فرهنگ و شایستگیها |
| واحد حقوقی | مدیریت قراردادها و مالکیت فکری |
| واحد مالی | ارزیابی و تأمین منابع مالی |
| کارکنان | ارائه بینش، ایده و مشارکت در نوآوری |
در سازمانهای کوچک ممکن است یک فرد چند نقش را بر عهده داشته باشد. مهم آن است که مسئولیت و اختیار لازم برای هر نقش مشخص باشد.
طرحریزی سیستم مدیریت نوآوری
طرحریزی باید ریسکها و فرصتهای مرتبط با سیستم مدیریت نوآوری را پوشش دهد. سازمان باید مشخص کند چه عواملی میتوانند بر اثربخشی سیستم اثر بگذارند و برای مدیریت آنها چه اقداماتی لازم است.
همچنین باید اهداف نوآوری تعیین شوند. اهداف مناسب باید:
- با خطمشی و راهبرد نوآوری سازگار باشند.
- قابل پایش باشند.
- مسئول و مهلت مشخص داشته باشند.
- منابع مورد نیاز آنها تعیین شود.
- در سطوح و واحدهای مرتبط ابلاغ شوند.
- در صورت نیاز بازنگری شوند.
نمونه اهداف میتواند شامل افزایش تعداد فرصتهای اعتبارسنجیشده، کاهش زمان تبدیل ایده به نمونه اولیه، افزایش سهم درآمد محصولات جدید یا گسترش همکاریهای فناورانه باشد.
صرف تعیین تعداد ایدههای ثبتشده بهعنوان هدف نوآوری کافی نیست؛ زیرا تعداد زیاد ایده لزوماً به ایجاد ارزش منجر نمیشود.
فرهنگ نوآوری
فرهنگ نوآوری مجموعهای از ارزشها، نگرشها و رفتارهایی است که از فعالیتهای نوآورانه حمایت میکند.
ویژگیهای فرهنگ مناسب نوآوری عبارتاند از:
- پذیرش دیدگاههای متفاوت
- همکاری بین واحدها
- تمایل به آزمایش
- یادگیری از نتایج ناموفق
- کنجکاوی و پرسشگری
- ارتباط شفاف
- سرعت مناسب تصمیمگیری
- تمرکز بر نیاز ذینفعان
- پذیرش عدمقطعیت
- قدردانی از مشارکت افراد
پذیرش شکست در نوآوری به معنای پذیرش بیبرنامگی یا تکرار اشتباهات نیست. آزمایش باید هدفمند، کنترلشده و همراه با ثبت فرضیات و نتایج باشد.
شایستگی و آگاهی
افرادی که بر عملکرد نوآوری اثر میگذارند باید شایستگی لازم را داشته باشند. شایستگی میتواند شامل دانش، مهارت، تجربه و توانایی استفاده از ابزارهای نوآوری باشد.
موضوعات آموزشی مناسب عبارتاند از:
- شناسایی و تحلیل فرصت
- تفکر طراحی
- خلاقیت و ایدهپردازی
- طراحی آزمایش
- نمونهسازی
- تحلیل بازار
- مدیریت پروژههای نوآوری
- مدیریت ریسک و عدمقطعیت
- مالکیت فکری
- مدل کسبوکار
- تجاریسازی
- مدیریت همکاریهای بیرونی
سازمان باید اثربخشی اقدامات توسعه شایستگی را نیز ارزیابی کند و صرفاً به برگزاری دوره آموزشی اکتفا نکند.
منابع مورد نیاز مدیریت نوآوری
سیستم مدیریت نوآوری به منابع متناسب نیاز دارد. این منابع میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- نیروی انسانی
- بودجه
- زمان
- دانش و اطلاعات
- تجهیزات و آزمایشگاهها
- نرمافزارها و فناوریها
- دسترسی به مشتریان و کاربران
- شبکههای همکاری
- مشاوران و متخصصان
- زیرساخت نمونهسازی و آزمایش
اگر از کارکنان انتظار ارائه و توسعه ایده وجود داشته باشد، اما زمان لازم برای آن در برنامه کاری پیشبینی نشود، مشارکت آنها پایدار نخواهد بود.
مدیریت دانش
دانش یکی از منابع اصلی نوآوری است. سازمان باید دانش موجود را شناسایی کند، به دانش جدید دسترسی پیدا کند و از تجربههای حاصل از فعالیتهای نوآورانه استفاده کند.
اقدامات مدیریت دانش میتواند شامل موارد زیر باشد:
- ثبت نتایج پژوهشها و آزمایشها
- مستندسازی فرضیات و تصمیمات
- نگهداری درسآموختهها
- ایجاد بانک ایدهها و فرصتها
- دسترسی به منابع علمی و فنی
- تشکیل اجتماعات تخصصی
- همکاری با دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی
- انتقال دانش میان تیمها
- حفاظت از اطلاعات محرمانه
- جلوگیری از وابستگی دانش به افراد محدود
مالکیت فکری
مالکیت فکری باید متناسب با راهبرد نوآوری مدیریت شود. هدف همیشه ثبت اختراع نیست؛ سازمان ممکن است از روشهایی مانند علامت تجاری، حق مؤلف، طرح صنعتی، اسرار تجاری، قراردادهای محرمانگی یا انتشار کنترلشده استفاده کند.
موضوعات مهم مدیریت مالکیت فکری عبارتاند از:
- شناسایی داراییهای فکری
- تعیین مالکیت نتایج
- بررسی حقوق اشخاص ثالث
- تصمیم درباره حفاظت یا انتشار
- مدیریت محرمانگی
- تنظیم قراردادهای همکاری
- ارزیابی امکان بهرهبرداری تجاری
- پایش نقض احتمالی حقوق
تصمیمگیری درباره مالکیت فکری باید از مراحل اولیه فعالیت نوآورانه مورد توجه قرار گیرد، نه اینکه تا پایان توسعه راهحل به تعویق بیفتد.
همکاری و نوآوری باز
سازمان لازم نیست تمام دانش و قابلیتهای مورد نیاز نوآوری را در داخل خود ایجاد کند. همکاری با مشتریان، تأمینکنندگان، دانشگاهها، استارتاپها، مراکز تحقیقاتی و حتی برخی رقبا میتواند سرعت و کیفیت نوآوری را افزایش دهد.
برای مدیریت همکاری باید موضوعات زیر روشن شوند:
- هدف و دامنه همکاری
- نقش و مسئولیت طرفین
- نحوه تأمین منابع
- مالکیت نتایج
- محرمانگی اطلاعات
- روش تصمیمگیری
- نحوه تقسیم منافع
- معیارهای ارزیابی عملکرد
- شرایط تغییر یا خاتمه همکاری
فرایند نوآوری در ISO 56002
ISO 56002 یک فرایند کاملاً خطی و اجباری تعیین نمیکند. فعالیتهای نوآوری ممکن است تکرارشونده باشند و تیم بر اساس نتایج آزمایشها به مراحل قبلی بازگردد.
یک جریان عمومی فعالیتهای نوآوری به شکل زیر است:
| مرحله | هدف |
|---|---|
| شناسایی فرصت | درک نیاز، مسئله، روند یا امکان جدید |
| ایجاد مفهوم | تبدیل فرصت به ایده و مفهوم اولیه |
| اعتبارسنجی مفهوم | بررسی مطلوبیت، امکانپذیری و قابلیت دوام |
| توسعه راهحل | طراحی و تکمیل محصول، خدمت یا فرایند |
| استقرار راهحل | عرضه یا اجرای راهحل |
| تحقق ارزش | سنجش نتایج و منافع ایجادشده |
در طول این مراحل ممکن است برخی ایدهها اصلاح، ترکیب، متوقف یا برای آینده نگهداری شوند.
شناسایی فرصتهای نوآوری
فرایند نوآوری بهتر است با فرصت آغاز شود، نه صرفاً با جمعآوری ایدههای بدون زمینه.
فرصتها میتوانند از منابع زیر شناسایی شوند:
- نیازهای آشکار و پنهان مشتری
- شکایات و بازخوردها
- تغییرات فناوری
- روندهای بازار
- تغییر قوانین
- مشکلات و ناکارآمدیهای داخلی
- تحولات اجتماعی و محیطزیستی
- قابلیتهای استفادهنشده سازمان
- همکاری با شرکای بیرونی
- محصولات و خدمات رقبا
- دادههای حاصل از عملیات
فرصت باید از نظر ارتباط با راهبرد، ارزش احتمالی، سطح عدمقطعیت، منابع مورد نیاز و قابلیتهای سازمان بررسی شود.
ایجاد و انتخاب مفاهیم
پس از شناسایی فرصت، سازمان میتواند چند مفهوم یا راهحل احتمالی ایجاد کند. در این مرحله نباید خیلی زود فقط یک ایده انتخاب شود.
معیارهای ارزیابی مفاهیم ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- ارزش مورد انتظار برای مشتری
- ارتباط با راهبرد
- قابلیت فنی
- امکان اقتصادی
- زمان مورد نیاز
- منابع و شایستگیها
- ریسکهای قانونی و اخلاقی
- اثرات محیطزیستی و اجتماعی
- قابلیت حفاظت از مالکیت فکری
- امکان توسعه و مقیاسپذیری
تصمیمگیری باید متناسب با سطح اطلاعات موجود باشد. در مراحل ابتدایی معمولاً اطلاعات کامل وجود ندارد و فرضیات باید بهوضوح ثبت شوند.
اعتبارسنجی مفاهیم و راهحلها
اعتبارسنجی برای کاهش عدمقطعیت و بررسی فرضیات مهم انجام میشود. روشهای اعتبارسنجی میتوانند شامل مصاحبه با مشتری، ساخت نمونه اولیه، اجرای آزمایشی، آزمون فنی، شبیهسازی یا ارائه حداقل محصول پذیرفتنی باشند.
سازمان باید مشخص کند:
- کدام فرضیه باید آزموده شود؟
- معیار موفقیت آزمایش چیست؟
- چه دادههایی جمعآوری میشوند؟
- چه منابعی لازم است؟
- نتیجه آزمایش چگونه تحلیل میشود؟
- بر اساس نتیجه چه تصمیمی گرفته خواهد شد؟
نتیجه ممکن است ادامه توسعه، اصلاح راهحل، انجام آزمایش جدید یا توقف فعالیت باشد.
مدیریت سبد نوآوری
سازمان معمولاً چند فرصت و پروژه نوآوری را بهصورت همزمان دنبال میکند. مدیریت سبد نوآوری به انتخاب، توازن و تخصیص منابع میان این فعالیتها کمک میکند.
سبد مناسب باید میان موارد زیر تعادل ایجاد کند:
- نوآوریهای کوتاهمدت و بلندمدت
- نوآوریهای تدریجی و تحولآفرین
- ریسک کم و زیاد
- محصولات و مدلهای کسبوکار
- فرصتهای داخلی و خارجی
- توسعه قابلیت و تحقق درآمد
- حوزههای فعلی و بازارهای آینده
وجود تعداد زیادی پروژه نوآوری بدون اولویتبندی میتواند باعث پراکندگی منابع و طولانیشدن زمان توسعه شود.
ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت نوآوری
سازمان باید مشخص کند چه مواردی را پایش و اندازهگیری میکند، دادهها چگونه جمعآوری میشوند و نتایج در چه زمانی تحلیل خواهند شد.
شاخصهای نوآوری باید ورودیها، فعالیتها، خروجیها و نتایج را پوشش دهند.
| حوزه | نمونه شاخص |
|---|---|
| منابع | میزان بودجه و زمان اختصاصیافته |
| مشارکت | درصد کارکنان مشارکتکننده |
| فرصتها | تعداد فرصتهای ارزیابیشده |
| آزمایش | تعداد فرضیات اعتبارسنجیشده |
| زمان | مدت تبدیل فرصت به نمونه اولیه |
| سبد | توزیع پروژهها بر اساس ریسک و افق زمانی |
| خروجی | تعداد راهحلهای اجراشده |
| ارزش | درآمد، صرفهجویی یا منفعت ایجادشده |
| یادگیری | میزان استفاده از درسآموختهها |
| فرهنگ | میزان پذیرش و حمایت از نوآوری |
استفاده صرف از «تعداد ایدههای ثبتشده» میتواند گمراهکننده باشد؛ زیرا کیفیت، میزان اعتبارسنجی و ارزش ایجادشده را نشان نمیدهد.
ممیزی داخلی سیستم مدیریت نوآوری
ممیزی داخلی میتواند به ارزیابی نحوه استقرار و اثربخشی سیستم کمک کند. برنامه ممیزی باید اهمیت فرایندها، نتایج ارزیابیهای قبلی و سطح ریسک را در نظر بگیرد.
در ممیزی میتوان موضوعات زیر را بررسی کرد:
- ارتباط راهبرد نوآوری با راهبرد سازمان
- میزان حمایت مدیریت ارشد
- کفایت منابع
- شفافیت نقشها
- عملکرد فرایندهای نوآوری
- نحوه مدیریت عدمقطعیت
- شواهد آزمایش و یادگیری
- مدیریت دانش و مالکیت فکری
- مدیریت سبد نوآوری
- ارزیابی عملکرد و اقدامات بهبود
ممیزی نوآوری نباید فرهنگ آزمایش را تضعیف یا تیمها را به پنهانکردن نتایج ناموفق تشویق کند. هدف ممیزی، ارزیابی سیستم و نحوه مدیریت فعالیتهاست، نه تنبیه افراد بابت هر آزمایش ناموفق.
بازنگری مدیریت
مدیریت ارشد باید سیستم مدیریت نوآوری را در دورههای برنامهریزیشده بازنگری کند. ورودیهای بازنگری میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- تغییرات محیط داخلی و خارجی
- وضعیت اهداف نوآوری
- عملکرد سبد نوآوری
- نتایج پایش و اندازهگیری
- وضعیت منابع
- نتایج ممیزی
- بازخورد ذینفعان
- فرصتهای جدید
- نتایج اقدامات قبلی
- نیازهای بهبود
خروجی بازنگری باید به تصمیم درباره راهبرد، منابع، ساختار، فرایندها، فرصتها و اقدامات بهبود منجر شود.
بهبود سیستم مدیریت نوآوری
سازمان باید فرصتهای بهبود سیستم مدیریت نوآوری را شناسایی و اقدامات لازم را اجرا کند.
بهبود ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- اصلاح راهبرد نوآوری
- بازنگری معیارهای انتخاب فرصت
- کاهش مراحل اداری غیرضروری
- توسعه شایستگی کارکنان
- اصلاح روش تخصیص منابع
- بهبود ابزارهای اعتبارسنجی
- تقویت همکاری بیرونی
- اصلاح شاخصهای ارزیابی
- بهبود مدیریت دانش
- حذف موانع فرهنگی و ساختاری
هدف، بهبود مستمر توانایی سازمان در ایجاد ارزش از طریق نوآوری است.
مستندات مورد نیاز ISO 56002
ISO 56002 فهرست ثابتی از مستندات اجباری تعیین نمیکند؛ اما برای اجرای منسجم سیستم، اسناد و سوابق زیر میتوانند مورد استفاده قرار گیرند:
| مستند یا سابقه | کاربرد |
|---|---|
| دامنه سیستم مدیریت نوآوری | تعیین محدوده کاربرد |
| خطمشی نوآوری | اعلام جهتگیری و تعهدات |
| راهبرد نوآوری | تعیین اولویتها و نحوه تخصیص منابع |
| اهداف و برنامههای نوآوری | تبدیل راهبرد به اقدامات قابل پیگیری |
| ماتریس نقشها و مسئولیتها | شفافسازی مسئولیتها |
| فرایند مدیریت نوآوری | تعیین مراحل بررسی و توسعه |
| بانک فرصتها و ایدهها | ثبت و پیگیری فرصتها |
| معیارهای ارزیابی | انتخاب و اولویتبندی فرصتها |
| برنامه آزمایش | تعیین فرضیات و روش اعتبارسنجی |
| پرونده پروژه نوآوری | نگهداری تصمیمات و نتایج |
| سبد نوآوری | مدیریت مجموعه پروژهها |
| فهرست داراییهای فکری | شناسایی و حفاظت از دانش |
| گزارش شاخصها | ارزیابی عملکرد |
| گزارش ممیزی داخلی | ارزیابی سیستم |
| صورتجلسه بازنگری مدیریت | ثبت تصمیمات مدیریت ارشد |
| بانک درسآموختهها | انتقال تجربه و یادگیری |
میزان مستندسازی باید با اندازه، پیچیدگی، فرهنگ و سطح بلوغ سازمان متناسب باشد.
تفاوت ISO 56000، ISO 56001 و ISO 56002
این سه استاندارد بخشی از خانواده مدیریت نوآوری هستند، اما کاربرد یکسانی ندارند.
| استاندارد | موضوع اصلی | ماهیت |
|---|---|---|
| ISO 56000 | مبانی و واژگان مدیریت نوآوری | مفهومی و واژگانی |
| ISO 56001:2024 | الزامات سیستم مدیریت نوآوری | استاندارد الزامی و قابل ارزیابی |
| ISO 56002:2019 | راهنمای استقرار سیستم مدیریت نوآوری | استاندارد راهنما |
ISO 56002 برای سازمانهایی مناسب است که میخواهند سیستم مدیریت نوآوری خود را طراحی یا بهبود دهند. اگر هدف سازمان، استقرار یک سیستم مبتنی بر الزامات مشخص و بررسی امکان صدور گواهینامه باشد، باید ISO 56001:2024 نیز مورد توجه قرار گیرد.
ارتباط ISO 56002 و ISO 9001
ISO 9001 بر مدیریت کیفیت و ارائه مداوم محصولات و خدمات منطبق تمرکز دارد، درحالیکه ISO 56002 بر ایجاد قابلیت نظاممند برای نوآوری متمرکز است.
| موضوع | ISO 9001 | ISO 56002 |
|---|---|---|
| تمرکز اصلی | کیفیت و رضایت مشتری | نوآوری و تحقق ارزش |
| ماهیت | الزامات سیستم مدیریت کیفیت | راهنمای مدیریت نوآوری |
| رویکرد به عدمقطعیت | کنترل ریسکهای فرایندی | آزمایش و یادگیری در عدمقطعیت |
| نتیجه مورد انتظار | انطباق و بهبود عملکرد | ایجاد و اجرای راهحلهای جدید |
| گواهینامه | قابل صدور | بهتنهایی قابل صدور نیست |
این دو استاندارد میتوانند در یک سیستم مدیریتی یکپارچه استفاده شوند. ISO 9001 ثبات و کنترل فرایندها را تقویت میکند و ISO 56002 به سازمان در کشف و توسعه راهحلهای جدید کمک میکند.
آیا ISO 56002 قابل صدور گواهینامه است؟
ISO 56002:2019 یک استاندارد راهنماست و برای صدور گواهینامه سیستم مدیریتی طراحی نشده است. بنابراین، معرفی «گواهینامه ISO 56002» باید با دقت انجام شود و نباید مشابه گواهینامه اعتباربخشیشده ISO 9001 معرفی شود.
با انتشار ISO 56001:2024، الزامات سیستم مدیریت نوآوری در یک استاندارد مستقل ارائه شدهاند. سازمانهایی که به دنبال استقرار یک سیستم مبتنی بر الزامات قابل ممیزی هستند، باید ISO 56001 را مبنای اصلی قرار دهند و از ISO 56002 بهعنوان راهنمای تکمیلی استفاده کنند.
ممکن است برخی مراکز برای ISO 56002 گواهی آموزشی یا گواهی ارزیابی صادر کنند، اما ماهیت و اعتبار چنین مدارکی باید بهطور شفاف بررسی شود.
مزایای پیادهسازی ISO 56002
استفاده مؤثر از این استاندارد میتواند مزایای زیر را ایجاد کند:
- هماهنگی نوآوری با راهبرد سازمان
- افزایش توانایی شناسایی فرصتها
- بهبود کیفیت تصمیمگیری
- مدیریت بهتر عدمقطعیت
- افزایش مشارکت کارکنان
- تقویت فرهنگ یادگیری و آزمایش
- کاهش پراکندگی پروژههای نوآوری
- تخصیص بهتر منابع
- توسعه همکاری با شرکای بیرونی
- تقویت مدیریت دانش
- حفاظت مؤثرتر از مالکیت فکری
- کاهش زمان توسعه راهحل
- افزایش احتمال تحقق ارزش
- ایجاد چارچوب مشترک برای مدیریت نوآوری
- امکان یکپارچهسازی با سایر سیستمهای مدیریتی
مراحل پیادهسازی ISO 56002
ارزیابی وضعیت موجود
ابتدا باید وضعیت نوآوری در سازمان بررسی شود. راهبرد، فرهنگ، منابع، فرایندها، ساختار، پروژههای جاری و نتایج گذشته باید ارزیابی شوند.
تعیین دامنه
مشخص شود سیستم مدیریت نوآوری کل سازمان یا بخشهای مشخصی را پوشش میدهد.
تحلیل زمینه و ذینفعان
عوامل داخلی و خارجی، روندها، نیازها و انتظارات ذینفعان شناسایی شوند.
تعیین جهتگیری
چشمانداز، خطمشی، راهبرد و اهداف نوآوری با مشارکت مدیریت ارشد تعیین شوند.
طراحی ساختار حاکمیت
نقشها، مسئولیتها، اختیارات، کمیتهها و مسیرهای تصمیمگیری مشخص شوند.
طراحی فرایندهای نوآوری
فرایندهای شناسایی فرصت، ایجاد مفهوم، اعتبارسنجی، توسعه، استقرار و تحقق ارزش طراحی شوند.
تأمین منابع و شایستگیها
منابع انسانی، مالی، زمانی، دانشی و زیرساختی فراهم و آموزشهای لازم اجرا شوند.
مدیریت سبد نوآوری
فرصتها و پروژهها بر اساس معیارهای مشخص انتخاب، متوازن و پایش شوند.
اجرای آزمایشی
سیستم ابتدا در یک واحد یا مجموعهای از پروژههای منتخب اجرا شود تا مشکلات احتمالی شناسایی شوند.
پایش و بهبود
شاخصها، ممیزی داخلی، بازنگری مدیریت و اقدامات بهبود برای ارتقای اثربخشی سیستم اجرا شوند.
اشتباهات رایج در پیادهسازی ISO 56002
مهمترین اشتباهات عبارتاند از:
- معرفی ISO 56002 بهعنوان استاندارد قابلگواهی
- محدودکردن نوآوری به واحد تحقیق و توسعه
- تمرکز صرف بر جمعآوری ایده
- تعیین تعداد ایده بهعنوان تنها شاخص
- نبود ارتباط میان نوآوری و راهبرد
- حمایت ظاهری مدیریت بدون تأمین منابع
- تنبیه نتایج ناموفق آزمایشهای کنترلشده
- اجرای تمام پروژهها بدون اولویتبندی
- مستندسازی بیش از حد و ایجاد بوروکراسی
- نادیدهگرفتن مشتریان و ذینفعان
- نبود برنامه برای مدیریت مالکیت فکری
- اجرای یک روش ثابت برای تمام نوآوریها
- تمرکز بر خروجی بهجای ارزش ایجادشده
- ثبتنکردن فرضیات، تصمیمات و درسآموختهها
پرسشهای متداول
آخرین نسخه منتشرشده ISO 56002 کدام است؟
نسخه شناختهشده و منتشرشده این استاندارد ISO 56002:2019 است که راهنمای استقرار سیستم مدیریت نوآوری را ارائه میکند. وضعیت بازنگریهای بعدی باید بر اساس اطلاعات رسمی ISO بررسی شود و عناوینی مانند AWI یا DIS نباید بهعنوان نسخه نهایی منتشرشده معرفی شوند.
تفاوت ISO 56001 و ISO 56002 چیست؟
ISO 56001:2024 شامل الزامات سیستم مدیریت نوآوری است، درحالیکه ISO 56002:2019 راهنمای طراحی و استقرار این سیستم را ارائه میکند. سازمان میتواند ISO 56001 را مبنای الزامات و ISO 56002 را بهعنوان راهنمای تکمیلی به کار گیرد.
آیا ISO 56002 فقط برای شرکتهای فناور مناسب است؟
خیر. این استاندارد برای سازمانهای تولیدی، خدماتی، دولتی، آموزشی، پژوهشی، استارتاپها و شرکتهای کوچک و بزرگ قابل استفاده است.
آیا نوآوری حتماً باید یک محصول جدید باشد؟
خیر. نوآوری میتواند در محصول، خدمت، فرایند، ساختار سازمانی، مدل کسبوکار یا تجربه مشتری ایجاد شود.
آیا برای اجرای ISO 56002 به واحد تحقیق و توسعه نیاز داریم؟
خیر. وجود واحد تحقیق و توسعه میتواند مفید باشد، اما الزام استاندارد نیست. سازمان باید نقشها و ساختار مناسب را بر اساس اندازه و شرایط خود تعیین کند.
آیا ISO 56002 با سیستم مدیریت کیفیت قابل یکپارچهسازی است؟
بله. ساختار و رویکرد مدیریتی این استاندارد امکان هماهنگی با ISO 9001 و سایر سیستمهای مدیریتی را فراهم میکند.
چه مدت برای پیادهسازی ISO 56002 لازم است؟
مدت اجرا به اندازه سازمان، دامنه سیستم، سطح بلوغ نوآوری، منابع و پیچیدگی فرایندها بستگی دارد. هدف نباید فقط تهیه مستندات باشد؛ بلکه رفتارها و فرایندهای واقعی سازمان نیز باید تغییر کنند.
استاندارد ISO 56002:2019 یک راهنمای جامع برای ایجاد و توسعه سیستم مدیریت نوآوری است. این استاندارد به سازمان کمک میکند نوآوری را با راهبرد خود هماهنگ کند، فرصتها را بهصورت نظاممند شناسایی کند، عدمقطعیت را از طریق آزمایش و یادگیری کاهش دهد و راهحلهای جدید را به ارزش تبدیل کند.
پیادهسازی ISO 56002 نباید به تهیه چند فرم، تشکیل کمیته یا ایجاد بانک ایده محدود شود. اثربخشی سیستم به تعهد مدیریت ارشد، فرهنگ سازمانی، شفافیت راهبرد، تخصیص منابع، مدیریت دانش و اجرای واقعی فرایندهای نوآوری وابسته است.
با انتشار ISO 56001:2024، سازمانهایی که به دنبال سیستم مدیریت نوآوری مبتنی بر الزامات قابل ممیزی هستند، باید ISO 56001 را مبنای اصلی قرار دهند و از راهنمای ISO 56002 برای طراحی و اجرای بهتر سیستم استفاده کنند.
شرکت بینالمللی مهندسی هیوا میتواند در ارزیابی وضعیت موجود، طراحی سیستم مدیریت نوآوری، تدوین راهبرد و فرایندهای مورد نیاز، آموزش کارکنان و استقرار چارچوب متناسب با ISO 56001 و ISO 56002 به سازمانها کمک کند.