مدل EFQM چیست؟
مدل EFQM یک چارچوب مدیریتی جامع برای ارزیابی عملکرد، شناسایی نقاط قوت، کشف فرصتهای بهبود و هدایت تحول سازمانی است. این مدل به سازمان کمک میکند میان هدف و راهبرد، شیوه اجرای فعالیتها و نتایج حاصل از آنها ارتباط برقرار کند.
EFQM فقط یک ابزار امتیازدهی یا شرکت در جایزه نیست. سازمانها میتوانند از آن برای خودارزیابی، تدوین برنامههای بهبود، مدیریت تحول، توسعه فرهنگ سازمانی، افزایش مشارکت ذینفعان و دستیابی به عملکرد پایدار استفاده کنند.
مدل EFQM برخلاف استانداردهای سیستم مدیریت مانند ISO 9001، مجموعهای از الزامات حداقلی برای صدور گواهینامه تعیین نمیکند. این مدل از سازمان میپرسد:
- چرا سازمان وجود دارد؟
- چه آیندهای را دنبال میکند؟
- راهبرد آن چگونه شکل گرفته است؟
- چگونه راهبرد را اجرا میکند؟
- چگونه ذینفعان را درگیر میکند؟
- چگونه ارزش پایدار ایجاد میکند؟
- چگونه عملکرد و تحول را هدایت میکند؟
- چه نتایجی به دست آورده است؟
- آیا این نتایج پایدار، قابلمقایسه و مرتبط با راهبرد هستند؟
پاسخ نظاممند به این پرسشها، تصویر نسبتاً جامعی از بلوغ و عملکرد سازمان ایجاد میکند.
مدل EFQM در یک نگاه
| موضوع | توضیح |
|---|---|
| نام کامل | European Foundation for Quality Management |
| نام فارسی رایج | مدل تعالی سازمانی EFQM |
| ماهیت | چارچوب ارزیابی، تحول و بهبود عملکرد سازمان |
| نسخه جاری | مدل EFQM 2025 |
| ساختار اصلی | جهتگیری، اجرا و نتایج |
| تعداد معیارها | ۷ معیار |
| تعداد اجزای معیارها | ۲۹ جزء معیار |
| ابزار ارزیابی | منطق RADAR |
| مقیاس ارزیابی کامل | ۱۰۰۰ امتیاز |
| کاربرد | خودارزیابی، بهبود، تحول، مقایسه و دریافت بازخورد |
| قابلیت استفاده | تمام سازمانها، بدون محدودیت اندازه یا صنعت |
| ارتباط با ISO | مکمل استانداردهای مدیریتی، نه جایگزین آنها |
سایت رسمی EFQM، مدل جاری را یک چارچوب شناختهشده برای مدیریت تغییر، بهبود عملکرد و دستیابی به آیندهای پایدار معرفی میکند. ساختار آن بر سه پرسش «چرا، چگونه و چه نتیجهای» استوار است.
EFQM مخفف چیست؟
عبارت EFQM مخفف عنوان زیر است:
European Foundation for Quality Management
معادل فارسی آن:
بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت
این بنیاد در سال ۱۹۸۹ با مشارکت تعدادی از سازمانهای اروپایی تأسیس شد. نخستین نسخه مدل در اوایل دهه ۱۹۹۰ مورد استفاده قرار گرفت و در دورههای مختلف، متناسب با تغییرات محیط کسبوکار بازنگری شد.
امروزه کاربرد EFQM از مدیریت کیفیت فراتر رفته و موضوعاتی مانند موارد زیر را پوشش میدهد:
- هدف و چشمانداز سازمان
- راهبرد
- رهبری
- فرهنگ سازمانی
- مشارکت ذینفعان
- ایجاد ارزش پایدار
- تحول سازمانی
- نوآوری
- پایداری
- تابآوری
- عملکرد راهبردی و عملیاتی
بنابراین، ترجمه EFQM صرفاً به «مدیریت کیفیت» ممکن است دامنه واقعی آن را بهطور کامل نشان ندهد. عبارت «مدل تعالی سازمانی» یا «چارچوب تحول و عملکرد سازمانی» مفهوم کاربردی آن را بهتر بیان میکند.
تعالی سازمانی چیست؟
تعالی سازمانی به معنای موفقیت کوتاهمدت، کسب سود بیشتر در یک دوره یا دریافت یک جایزه نیست. سازمان متعالی باید بتواند میان نیازهای امروز و آمادگی برای آینده تعادل برقرار کند.
یک سازمان متعالی معمولاً دارای ویژگیهای زیر است:
- هدف و جهتگیری مشخصی دارد.
- راهبرد آن بر شناخت محیط و ذینفعان استوار است.
- رهبران رفتارهای مورد انتظار را در عمل نشان میدهند.
- فرهنگ سازمان با هدف و راهبرد همسو است.
- برای ذینفعان مختلف ارزش ایجاد میکند.
- تصمیمهای خود را بر داده و شواهد متکی میسازد.
- به تغییرات محیط پاسخ میدهد.
- نوآوری و یادگیری را تقویت میکند.
- نتایج مالی و غیرمالی را بهصورت متوازن مدیریت میکند.
- از تجربهها برای اصلاح رویکردها استفاده میکند.
- عملکرد خود را با سازمانهای مناسب مقایسه میکند.
- دستاوردهای خود را در طول زمان حفظ میکند.
EFQM به سازمان کمک میکند این ویژگیها را در قالب یک چارچوب منسجم ارزیابی کند.
نسخه جاری مدل EFQM کدام است؟
نسخه جاری، مدل EFQM 2025 است. این نسخه برای پاسخگویی بهتر به شرایط جدید محیط کسبوکار، تحولات فناوری، اهمیت سرمایه انسانی، پایداری، تابآوری و سرعت تغییرات سازمانی توسعه یافته است.
ساختار بنیادین مدل همچنان بر سه بخش اصلی استوار است:
- جهتگیری
- اجرا
- نتایج
نسخه ۲۰۲۵ نیز از هفت معیار و ۲۹ جزء معیار تشکیل شده است. ارزیابی پیشرفته EFQM بر مبنای همین اجزای معیار و در مقیاس ۱۰۰۰ امتیاز انجام میشود.
جزئیات تغییرات نسخه ۲۰۲۵ نسبت به نسخه ۲۰۲۰ بهتر است در مقاله مستقل «تغییرات مدل EFQM 2025 نسبت به EFQM 2020» توضیح داده شود تا این مقاله پیلار با مقاله مقایسه نسخهها تداخل پیدا نکند.
آیا EFQM یک استاندارد ISO است؟
خیر. مدل EFQM یک استاندارد ISO نیست.
| مدل EFQM | استانداردهای ISO |
|---|---|
| چارچوب ارزیابی بلوغ و تعالی است | شامل الزامات یا راهنماهای استانداردشده است |
| عملکرد کل سازمان را بررسی میکند | معمولاً بر یک حوزه مدیریتی مشخص تمرکز دارد |
| از منطق RADAR استفاده میکند | عمدتاً بر انطباق با الزامات تمرکز دارد |
| دارای امتیازدهی بلوغ است | ممیزی معمولاً مبتنی بر انطباق یا عدم انطباق است |
| به شناسایی نقاط قوت و فرصتهای بهبود میپردازد | به شناسایی انطباقها و عدم انطباقها میپردازد |
| گواهینامه ISO صادر نمیکند | برخی استانداردهای ISO قابلیت صدور گواهینامه دارند |
EFQM و استانداردهای ISO رقیب یکدیگر نیستند. سیستمهای مدیریتی ISO میتوانند بخش مهمی از زیرساختهای سازمان را ایجاد کنند و EFQM کیفیت یکپارچگی، اثربخشی، بلوغ و نتایج آنها را بررسی کند.
تفاوت EFQM و مدیریت کیفیت چیست؟
مدیریت کیفیت بیشتر بر توانایی سازمان برای تأمین الزامات مشتری، کنترل فرایندها و بهبود کیفیت محصولات و خدمات تمرکز دارد.
EFQM دامنه گستردهتری دارد و موضوعاتی مانند راهبرد، فرهنگ، رهبری، پایداری، ذینفعان، تحول و عملکرد کل سازمان را بررسی میکند.
مدیریت کیفیت یکی از اجزای مهم تعالی سازمانی است، اما تعالی سازمانی فقط به کیفیت محصول یا رضایت مشتری محدود نمیشود.
چه سازمانهایی میتوانند از مدل EFQM استفاده کنند؟
مدل EFQM برای سازمانهای مختلف، بدون توجه به اندازه، مالکیت، محل فعالیت یا حوزه کاری، قابلاستفاده است.
از جمله:
- شرکتهای تولیدی
- شرکتهای خدماتی
- سازمانهای دولتی
- شرکتهای دانشبنیان
- هلدینگها
- بانکها و مؤسسات مالی
- دانشگاهها و مراکز آموزشی
- بیمارستانها و مراکز درمانی
- آزمایشگاهها
- شهرداریها
- شرکتهای پیمانکاری
- سازمانهای غیرانتفاعی
- کسبوکارهای کوچک و متوسط
- شرکتهای بزرگ و چندسایتی
سطح پیچیدگی اجرای مدل باید متناسب با اندازه، بلوغ و هدف سازمان انتخاب شود. سازمانی که برای نخستین بار وارد مسیر تعالی میشود، الزاماً به همان روش سازمان متقاضی جایزه جهانی نیاز ندارد.
مدل EFQM چه کاربردهایی دارد؟
شناخت وضعیت واقعی سازمان
EFQM کمک میکند مدیریت تصویری یکپارچه از راهبرد، فرهنگ، عملیات، ذینفعان و نتایج سازمان به دست آورد.
خودارزیابی سازمانی
سازمان میتواند عملکرد خود را با معیارهای مدل مقایسه کرده و نقاط قوت و فرصتهای بهبود را شناسایی کند.
تدوین نقشه راه بهبود
خروجی ارزیابی میتواند به مجموعهای از پروژههای بهبود اولویتدار تبدیل شود.
همراستاسازی سازمان
مدل کمک میکند هدف، راهبرد، فرهنگ، فرایندها، پروژهها و شاخصهای سازمان در یک جهت قرار گیرند.
مدیریت تحول
EFQM صرفاً عملکرد جاری را بررسی نمیکند؛ بلکه آمادگی سازمان برای تغییر، نوآوری و آینده را نیز مورد توجه قرار میدهد.
مقایسه و الگوبرداری
سازمان میتواند عملکرد خود را با روند گذشته، اهداف، رقبا یا سازمانهای مرجع مقایسه کند.
آمادگی برای جایزه یا ارزیابی بیرونی
مدل میتواند مبنای آمادهسازی سازمان برای ارزیابیهای ملی یا بینالمللی قرار گیرد.
منطق اصلی مدل EFQM
ساختار مدل بر سه پرسش ساده اما مهم استوار است:
چرا؟
چرا سازمان وجود دارد و چه هدفی را دنبال میکند؟
این پرسش به بخش جهتگیری مربوط است. سازمان باید هدف، چشمانداز، راهبرد، فرهنگ و شیوه رهبری خود را مشخص کند.
چگونه؟
سازمان چگونه هدف و راهبرد خود را اجرا میکند؟
این پرسش به بخش اجرا مربوط است. نحوه تعامل با ذینفعان، ایجاد ارزش پایدار و هدایت عملکرد و تحول در این بخش بررسی میشود.
چه نتیجهای؟
سازمان تاکنون چه دستاوردی داشته و برای آینده چه نتایجی را دنبال میکند؟
این پرسش به بخش نتایج مربوط است. برداشت ذینفعان و عملکرد راهبردی و عملیاتی سازمان در این قسمت ارزیابی میشوند.
ساختار مدل EFQM 2025
مدل EFQM از سه بخش و هفت معیار تشکیل شده است:
| بخش | معیار |
|---|---|
| جهتگیری | ۱. هدف، چشمانداز و راهبرد |
| جهتگیری | ۲. فرهنگ سازمانی و رهبری |
| اجرا | ۳. درگیرکردن ذینفعان |
| اجرا | ۴. ایجاد ارزش پایدار |
| اجرا | ۵. هدایت عملکرد و تحول |
| نتایج | ۶. برداشت ذینفعان |
| نتایج | ۷. عملکرد راهبردی و عملیاتی |
سه بخش مدل را نباید مستقل از یکدیگر در نظر گرفت. نتایج سازمان باید از اجرای رویکردهایی حاصل شوند که با هدف و راهبرد آن همسو هستند.
معیار اول؛ هدف، چشمانداز و راهبرد
این معیار بررسی میکند سازمان:
- چرا وجود دارد؟
- چه ارزشی برای جامعه و ذینفعان ایجاد میکند؟
- چه آیندهای را دنبال میکند؟
- محیط و اکوسیستم خود را چگونه میشناسد؟
- نیازهای ذینفعان را چگونه تحلیل میکند؟
- راهبرد خود را چگونه تدوین و بازنگری میکند؟
- چگونه میان هدف، چشمانداز و راهبرد ارتباط برقرار میکند؟
- راهبرد را چگونه به برنامهها، اهداف و اقدامات تبدیل میکند؟
هدف سازمان
هدف یا Purpose باید دلیل اصلی وجود سازمان را توضیح دهد. این مفهوم فراتر از تولید محصول، ارائه خدمت یا کسب سود است.
هدف باید مشخص کند سازمان چه مسئلهای را حل میکند و چه ارزش ماندگاری برای ذینفعان ایجاد میکند.
چشمانداز
چشمانداز تصویری از آینده مطلوب سازمان ارائه میدهد. چشمانداز مناسب باید روشن، قابلدرک، الهامبخش و مرتبط با شرایط آینده باشد.
راهبرد
راهبرد مسیر دستیابی به هدف و چشمانداز را مشخص میکند. راهبرد باید بر تحلیل محیط، توانمندیها، ریسکها، فرصتها و نیازهای ذینفعان استوار باشد.
شواهد قابلبررسی
- بیانیه هدف و چشمانداز
- برنامه راهبردی
- تحلیل محیط کسبوکار
- تحلیل ذینفعان
- اهداف راهبردی
- نقشه استراتژی
- شاخصهای راهبردی
- سناریوهای آینده
- صورتجلسات بازنگری راهبرد
معیار دوم؛ فرهنگ سازمانی و رهبری
این معیار بررسی میکند رهبران چگونه فرهنگ موردنیاز برای تحقق هدف و راهبرد را ایجاد و تقویت میکنند.
موضوعات مهم عبارتاند از:
- تعریف ارزشهای سازمان
- الگوبودن رهبران
- رفتار اخلاقی
- اعتماد و شفافیت
- مشارکت کارکنان
- ایجاد شرایط تغییر
- حمایت از یادگیری
- توسعه رهبران
- پاسخگویی
- تنوع و فراگیری
- تقویت فرهنگ نوآوری
- ارتباطات اثربخش
فرهنگ سازمانی چیزی نیست که فقط در خطمشیها نوشته شود. فرهنگ در رفتار روزانه مدیران، نحوه تصمیمگیری، واکنش به خطا، شیوه پاداشدهی و روابط میان افراد دیده میشود.
پرسشهای مهم
- آیا رفتار مدیران با ارزشهای اعلامشده سازگار است؟
- آیا کارکنان میتوانند مسائل را بدون نگرانی مطرح کنند؟
- آیا رهبران در برنامههای تحول حضور فعال دارند؟
- آیا تصمیمهای دشوار نیز با ارزشهای سازمان همسو هستند؟
- آیا فرهنگ موجود از راهبرد پشتیبانی میکند؟
شواهد قابلبررسی
- ارزشهای سازمانی
- الگوی شایستگی رهبری
- نتایج ارزیابی فرهنگ
- برنامه توسعه مدیران
- نظام ارتباطات داخلی
- نتایج نظرسنجی کارکنان
- برنامههای مشارکت
- شواهد مدیریت تغییر
معیار سوم؛ درگیرکردن ذینفعان
سازمان متعالی فقط بر یک گروه خاص تمرکز نمیکند. این سازمان ذینفعان کلیدی را شناسایی و روابط خود را با آنها مدیریت میکند.
گروههای ذینفع میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- مشتریان
- کارکنان
- سرمایهگذاران و مالکان
- تأمینکنندگان و شرکا
- نهادهای قانونی
- جامعه
- سازمانهای همکار
- محیطزیست بهعنوان یک موضوع راهبردی
سازمان باید تعیین کند:
- هر ذینفع چه انتظاری دارد؟
- سازمان چه انتظاری از او دارد؟
- کدام نیازها اولویت بیشتری دارند؟
- چگونه ارتباط و مشارکت برقرار میشود؟
- کیفیت رابطه چگونه اندازهگیری میشود؟
- تعارض میان انتظارات چگونه مدیریت میشود؟
درگیرکردن ذینفعان فقط به دریافت نظرسنجی محدود نیست. مشارکت واقعی میتواند شامل همآفرینی خدمات، طراحی مشترک راهحل، گفتوگوی راهبردی و توسعه مشارکتهای بلندمدت باشد.
شواهد قابلبررسی
- نقشه ذینفعان
- روش اولویتبندی ذینفعان
- نظرسنجیها
- مدیریت ارتباط با مشتری
- برنامه مشارکت کارکنان
- ارزیابی تأمینکنندگان
- قراردادهای همکاری
- گزارش مسئولیت اجتماعی
- سازوکار دریافت و تحلیل بازخورد
معیار چهارم؛ ایجاد ارزش پایدار
این معیار بررسی میکند سازمان چگونه برای ذینفعان خود ارزش ایجاد میکند و این ارزش را در طول زمان حفظ میکند.
ایجاد ارزش پایدار میتواند شامل موارد زیر باشد:
- شناخت نیازها و فرصتها
- طراحی پیشنهاد ارزش
- توسعه محصول و خدمت
- نوآوری
- ارائه و تحویل ارزش
- ارتباط با مشتری
- مدیریت تجربه ذینفعان
- ارزیابی اثرات اجتماعی و محیطزیستی
- بهبود پیشنهاد ارزش
ارزش پایدار فقط به معنای فروش بیشتر نیست. سازمان باید پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی تصمیمهای خود را نیز در نظر بگیرد.
پرسشهای مهم
- ارزش پیشنهادی سازمان برای هر گروه چیست؟
- آیا پیشنهاد ارزش با نیاز واقعی ذینفعان منطبق است؟
- محصولات و خدمات چگونه طراحی میشوند؟
- چگونه بازخورد به طراحی و بهبود منتقل میشود؟
- سازمان چگونه اثرات بلندمدت تصمیمهای خود را بررسی میکند؟
- ارزش ایجادشده چگونه اندازهگیری میشود؟
شواهد قابلبررسی
- مدل کسبوکار
- پیشنهاد ارزش
- فرایند طراحی و توسعه
- تحقیقات بازار
- مدیریت تجربه مشتری
- پروژههای نوآوری
- شاخصهای کیفیت و خدمت
- ارزیابی چرخه عمر
- نتایج رضایت و وفاداری
معیار پنجم؛ هدایت عملکرد و تحول
سازمان باید هم فعالیتهای جاری را بهصورت اثربخش اداره کند و هم خود را برای آینده متحول سازد.
این معیار موضوعات زیر را بررسی میکند:
- مدیریت عملکرد
- مدیریت فرایندها
- مدیریت پروژهها
- مدیریت ریسک
- مدیریت فناوری
- استفاده از داده
- نوآوری
- تحول دیجیتال
- مدیریت تغییر
- مدیریت داراییها و منابع
- توسعه قابلیتهای سازمانی
- آمادگی برای آینده
یکی از چالشهای اصلی مدیریت این است که فشار مسائل روزمره، توجه به تحول آینده را از بین نبرد. سازمان متعالی باید میان بهرهبرداری از قابلیتهای موجود و ایجاد قابلیتهای جدید تعادل برقرار کند.
شواهد قابلبررسی
- معماری فرایندها
- شاخصهای عملکرد
- داشبورد مدیریتی
- سبد پروژهها
- برنامه مدیریت ریسک
- نقشه تحول
- برنامه تحول دیجیتال
- مدیریت دانش
- مدیریت فناوری
- برنامه تداوم و تابآوری
- نتایج پروژههای بهبود
معیار ششم؛ برداشت ذینفعان
این معیار بررسی میکند ذینفعان درباره سازمان چه تصوری دارند. برداشت ذینفع با عملکرد داخلی سازمان یکسان نیست.
برای مثال:
- زمان پاسخگویی واقعی یک شاخص عملکرد است.
- برداشت مشتری از سرعت پاسخگویی یک نتیجه ادراکی است.
نتایج ادراکی میتوانند از منابع زیر به دست آیند:
- نظرسنجی
- مصاحبه
- گروه کانونی
- شکایات
- بازخوردها
- شبکههای اجتماعی
- مطالعات بازار
- شاخص وفاداری
- ارزیابی برند
- بازخورد کارکنان
- بازخورد تأمینکنندگان
سازمان باید برداشت گروههای مهم ذینفع را بهصورت متوازن بررسی کند، نه اینکه فقط رضایت مشتری را اندازهگیری کند.
نمونه نتایج ادراکی
- رضایت مشتریان
- اعتماد مشتری
- وفاداری
- تصویر برند
- مشارکت کارکنان
- احساس تعلق
- اعتماد به مدیریت
- رضایت تأمینکنندگان
- اعتبار اجتماعی
- اعتماد نهادهای قانونی
معیار هفتم؛ عملکرد راهبردی و عملیاتی
این معیار نتایج واقعی سازمان را بررسی میکند؛ یعنی سازمان در تحقق هدف، راهبرد و برنامههای عملیاتی خود چه دستاوردی داشته است.
نتایج میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- نتایج مالی
- رشد درآمد
- سودآوری
- جریان نقدی
- بهرهوری
- سهم بازار
- کیفیت
- تحویل بهموقع
- عملکرد فرایندها
- ایمنی
- عملکرد محیطزیستی
- نوآوری
- سرمایه انسانی
- عملکرد تأمینکنندگان
- تحقق پروژهها
- پیشرفت اهداف راهبردی
فقط ارائه یک عدد مطلوب کافی نیست. ارزیابان به موارد زیر نیز توجه میکنند:
- روند عملکرد در طول زمان
- تحقق اهداف
- مقایسه با رقبا یا سازمانهای مرجع
- پوشش نتایج در بخشهای مختلف سازمان
- قابلیت اعتماد دادهها
- ارتباط نتایج با راهبرد
- امکان پایداری نتایج
ارتباط هفت معیار با یکدیگر
منطق مدل را میتوان به این شکل خلاصه کرد:

نتایج، پایان مسیر نیستند. سازمان باید از تحلیل نتایج برای اصلاح راهبرد، فرهنگ، رویکردها و نحوه اجرا استفاده کند.
منطق RADAR چیست؟
RADAR ابزار ارزیابی و تفکر مدیریتی مدل EFQM است. این واژه از حروف اول مفاهیم زیر تشکیل شده است:
- Results: نتایج
- Approach: رویکرد
- Deployment: جاریسازی
- Assessment: ارزیابی
- Refinement: بهبود و اصلاح
Results؛ نتایج
سازمان باید نتایجی را تعیین کند که برای تحقق راهبرد و پاسخگویی به ذینفعان ضروری هستند.
نتایج مناسب باید:
- مرتبط باشند.
- دارای روند قابلتحلیل باشند.
- هدف مشخص داشته باشند.
- در صورت امکان مقایسه شوند.
- قابل تفکیک باشند.
- قابلاعتماد باشند.
- عملکرد جاری و آینده را پوشش دهند.
Approach؛ رویکرد
رویکرد، روش طراحیشده سازمان برای انجام یک فعالیت یا دستیابی به یک هدف است.
رویکرد مناسب باید:
- منطق روشنی داشته باشد.
- با نیاز ذینفعان مرتبط باشد.
- از راهبرد پشتیبانی کند.
- با سایر رویکردها یکپارچه باشد.
- قابلیت اجرا و تکرار داشته باشد.
Deployment؛ جاریسازی
داشتن یک روش خوب کافی نیست. سازمان باید نشان دهد رویکرد در بخشهای مرتبط و در زمان مناسب اجرا شده است.
پرسشهای مهم:
- رویکرد در کدام واحدها اجرا شده است؟
- دامنه اجرا چقدر است؟
- آیا اجرای آن منظم است؟
- آیا برای شرایط مختلف متناسبسازی شده است؟
- آیا افراد مرتبط آن را میشناسند؟
Assessment؛ ارزیابی
سازمان باید عملکرد رویکرد و نحوه اجرای آن را بررسی کند. دادهها، شاخصها، ممیزیها، بازخوردها و نتایج میتوانند برای ارزیابی استفاده شوند.
Refinement؛ اصلاح و بهبود
نتایج ارزیابی باید به یادگیری و بهبود منجر شوند. سازمان باید نشان دهد رویکردهای خود را بر اساس شواهد، تجربه، نوآوری و الگوبرداری اصلاح کرده است.
یک مثال ساده از RADAR
فرض کنید سازمان قصد دارد مشارکت کارکنان را افزایش دهد.
| جزء RADAR | نمونه |
|---|---|
| نتیجه | افزایش امتیاز مشارکت کارکنان |
| رویکرد | طراحی نظام پیشنهادها و جلسات گفتوگو |
| جاریسازی | اجرای برنامه در تمام واحدها |
| ارزیابی | بررسی نرخ مشارکت، کیفیت پیشنهادها و بازخورد کارکنان |
| اصلاح | سادهسازی فرایند ثبت پیشنهاد و تغییر نظام قدردانی |
RADAR باعث میشود سازمان فقط وجود یک برنامه را گزارش نکند؛ بلکه منطق، دامنه اجرا، ارزیابی و بهبود آن را نیز بررسی کند.
خودارزیابی EFQM چیست؟
خودارزیابی، بررسی نظاممند فعالیتها و نتایج سازمان بر اساس معیارهای مدل EFQM است.
هدف خودارزیابی:
- شناخت نقاط قوت
- شناسایی فرصتهای بهبود
- تعیین سطح بلوغ
- ایجاد دیدگاه مشترک مدیریتی
- اولویتبندی پروژههای بهبود
- اندازهگیری پیشرفت
- آمادگی برای ارزیابی بیرونی
خودارزیابی زمانی ارزشمند است که به تصمیم و اقدام منجر شود. تهیه یک گزارش مفصل بدون انتخاب و اجرای پروژههای بهبود، ارزش عملی محدودی دارد.
روشهای خودارزیابی EFQM
روش پرسشنامهای
اعضای سازمان به مجموعهای از پرسشها پاسخ میدهند. این روش سریعتر است، اما ممکن است عمق تحلیل محدود باشد.
روش کارگاهی
مدیران و کارشناسان در جلسات تسهیلشده، شواهد را بررسی و درباره نقاط قوت و فرصتهای بهبود توافق میکنند.
روش پروفرما
برای هر جزء معیار، رویکردها، شواهد، نتایج، نقاط قوت و فرصتهای بهبود در قالب مشخصی ثبت میشوند.
روش شبیهسازی جایزه
ارزیابی با روشی نزدیک به ارزیابی بیرونی انجام میشود و میتواند شامل گزارش مدیریتی، بررسی اسناد، مصاحبه و بازدید باشد.
انتخاب روش مناسب
| وضعیت سازمان | روش مناسبتر |
|---|---|
| آغاز مسیر تعالی | پرسشنامه و کارگاه |
| بلوغ متوسط | کارگاه و پروفرما |
| آمادگی جایزه | شبیهسازی ارزیابی بیرونی |
| سازمان بزرگ | ترکیب چند روش |
| نیاز به ارزیابی سریع | ارزیابی تشخیصی محدود |
امتیازدهی EFQM چگونه انجام میشود؟
در ارزیابی کامل مدل، عملکرد سازمان میتواند در مقیاس ۱۰۰۰ امتیاز بررسی شود. امتیاز باید بر پایه شواهد و منطق RADAR تعیین شود.
امتیاز بالا فقط با داشتن مدارک زیاد به دست نمیآید. ارزیاب بررسی میکند:
- رویکردها تا چه اندازه منطقی و یکپارچهاند؟
- در چه دامنهای اجرا شدهاند؟
- آیا اجرای آنها نظاممند است؟
- آیا سازمان عملکرد آنها را ارزیابی میکند؟
- آیا از یادگیری برای بهبود استفاده میشود؟
- نتایج تا چه اندازه مرتبط و پایدارند؟
- روندها چگونهاند؟
- اهداف تا چه اندازه محقق شدهاند؟
- مقایسه با بیرون چه چیزی نشان میدهد؟
- نتایج تا چه اندازه پوشش کافی دارند؟
در نظام ارزیابی جاری EFQM، ارزیابی پیشرفته در مقیاس ۱۰۰۰ امتیاز و در سطح ۲۹ جزء معیار انجام میشود. ارزیابی سریع نیز مسیر جداگانه و مقیاس مختص خود را دارد.
آیا هر سازمان باید برای دریافت جایزه اقدام کند؟
خیر. دریافت جایزه فقط یکی از کاربردهای EFQM است.
سازمان میتواند بدون حضور در جایزه از مدل برای موارد زیر استفاده کند:
- خودارزیابی
- آسیبشناسی
- بازنگری راهبرد
- اولویتبندی بهبودها
- ارزیابی واحدها
- ارزیابی شرکتهای زیرمجموعه
- توسعه مدیران
- مدیریت تحول
- الگوبرداری
- ارزیابی تأمینکنندگان
ورود زودهنگام به فرایند جایزه، بدون تثبیت رویکردها و نتایج، ممکن است سازمان را به سمت جمعآوری نمایشی مدارک سوق دهد. بهتر است ابتدا هدف استفاده از مدل مشخص شود.
تفاوت ارزیابی، تقدیر و گواهینامه
EFQM را نباید مانند استاندارد ISO معرفی کرد.
- خودارزیابی: توسط خود سازمان یا با کمک مشاور انجام میشود.
- ارزیابی بیرونی: توسط تیم ارزیاب مستقل انجام میشود.
- شناختهشدن یا Recognition: بر اساس سازوکار مرجع ارزیابی و سطح عملکرد اعطا میشود.
- جایزه: به سازمانهای دارای عملکرد برجسته در چارچوب یک برنامه مشخص اختصاص مییابد.
- گواهینامه ISO: نتیجه ممیزی انطباق با یک استاندارد گواهیپذیر است.
برنامههای ملی تعالی ممکن است سطوح، اسامی و قواعد متفاوتی داشته باشند. بنابراین، سطوح جایزه ملی ایران نباید با برنامه رسمی Recognition بنیاد EFQM یکسان فرض شود.
مراحل کلی پیادهسازی مدل EFQM
۱. تعیین هدف
سازمان باید مشخص کند چرا EFQM را انتخاب کرده است:
- خودارزیابی
- بهبود عملکرد
- تحول
- آمادگی جایزه
- ارزیابی زیرمجموعهها
- توسعه فرهنگ تعالی
۲. جلب تعهد مدیریت
مدیریت ارشد باید منابع، ساختار پروژه، مسئولیتها و انتظار خود از نتایج را تعیین کند.
۳. تشکیل ساختار تعالی
ساختار میتواند شامل موارد زیر باشد:
- شورای راهبری
- مدیر پروژه
- دبیرخانه تعالی
- مالکان معیارها
- تیمهای خودارزیابی
- تیمهای پروژههای بهبود
۴. آموزش
مدیران و ارزیابان داخلی باید با معیارها، اجزای معیار و منطق RADAR آشنا شوند.
۵. تعیین دامنه
دامنه میتواند کل سازمان، یک شرکت زیرمجموعه، سایت یا واحد مشخص باشد.
۶. جمعآوری اطلاعات
راهبردها، فرایندها، نتایج، بازخوردها و سایر شواهد مرتبط جمعآوری میشوند.
۷. انجام خودارزیابی
رویکردها و نتایج بر اساس معیارهای مدل بررسی میشوند.
۸. تعیین نقاط قوت و فرصتهای بهبود
یافتهها باید مشخص، مبتنی بر شواهد و مرتبط با معیار باشند.
۹. اولویتبندی فرصتهای بهبود
همه فرصتها اهمیت یکسانی ندارند. اولویت باید بر اساس اثر راهبردی، نیاز ذینفعان، ریسک، منابع و امکان اجرا تعیین شود.
۱۰. تعریف پروژههای بهبود
هر پروژه باید دارای هدف، مسئول، زمان، منابع، خروجی و شاخص باشد.
۱۱. پایش اجرا
پیشرفت پروژهها و آثار آنها باید در دورههای مشخص بررسی شود.
۱۲. ارزیابی مجدد
ارزیابی مجدد نشان میدهد اقدامات تا چه اندازه باعث افزایش بلوغ و بهبود نتایج شدهاند.
شرح تفصیلی این مراحل باید در مقاله مستقل «مراحل پیادهسازی مدل EFQM 2025» ارائه شود.
مدارک و شواهد موردنیاز
EFQM تعداد یا نام مشخصی برای مدارک اجباری تعیین نمیکند. شواهد باید نشان دهند سازمان چگونه مدیریت میشود و چه نتایجی دارد.
نمونه شواهد:
- برنامه راهبردی
- نقشه استراتژی
- تحلیل ذینفعان
- مدل کسبوکار
- معماری فرایندها
- شاخصهای عملکرد
- داشبورد مدیریتی
- نتایج نظرسنجی
- برنامههای تحول
- پروژههای بهبود
- برنامههای منابع انسانی
- گزارشهای مالی
- گزارش پایداری
- ارزیابی ریسک
- نتایج الگوبرداری
- گزارش ممیزی
- صورتجلسات مدیریتی
- سوابق بازنگری رویکردها
وجود مدرک بهتنهایی اثربخشی را ثابت نمیکند. سازمان باید ارتباط میان رویکرد، اجرا، ارزیابی، بهبود و نتیجه را نشان دهد.
گزارش مدیریتی یا اظهارنامه EFQM چیست؟
سازمانهای متقاضی برخی ارزیابیهای بیرونی باید اطلاعاتی ساختاریافته درباره سازمان، زمینه، راهبرد، رویکردها و نتایج خود ارائه کنند.
این گزارش باید:
- تصویر واقعی سازمان را نشان دهد.
- با ساختار مدل همسو باشد.
- شواهد قابلپیگیری ارائه کند.
- از ادعاهای کلی و تبلیغاتی اجتناب کند.
- ارتباط میان رویکردها و نتایج را نشان دهد.
- نقاط قوت و چالشها را واقعبینانه بیان کند.
گزارش خوب جایگزین اجرای واقعی نیست. تیم ارزیابی در بازدید و مصاحبهها، ادعاهای گزارش را با شواهد سازمان تطبیق میدهد.
نقاط قوت و فرصتهای بهبود چگونه نوشته میشوند؟
نقطه قوت مناسب
نقطه قوت باید:
- به یک رویکرد یا نتیجه مشخص اشاره کند.
- دارای شواهد باشد.
- دامنه اجرا را نشان دهد.
- ارزش آن برای سازمان روشن باشد.
- با معیار مرتبط باشد.
فرصت بهبود مناسب
فرصت بهبود باید:
- شکاف مشخصی را بیان کند.
- از قضاوت مبهم اجتناب کند.
- اهمیت شکاف را توضیح دهد.
- به سازمان در تعیین اقدام کمک کند.
- الزاماً راهحل از پیش تعیینشده تحمیل نکند.
عبارتهایی مانند «بهتر است توجه بیشتری شود» یا «سیستم باید بهبود یابد» فرصت بهبود قابلاستفادهای نیستند.
چگونه پروژههای بهبود را اولویتبندی کنیم؟
پس از خودارزیابی ممکن است دهها یا صدها فرصت بهبود شناسایی شوند. اجرای همزمان همه آنها منطقی نیست.
معیارهای اولویتبندی میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- اثر بر راهبرد
- اثر بر ذینفعان
- اثر بر نتایج
- سطح ریسک
- فوریت
- منابع موردنیاز
- مدت اجرا
- وابستگی به سایر پروژهها
- امکانپذیری
- الزامات قانونی
- قابلیت ایجاد دستاورد سریع
پروژههای انتخابشده باید در سبد پروژههای بهبود قرار گیرند و پیشرفت آنها در سطح مدیریت پایش شود.
شاخصهای مناسب برای مسیر تعالی
شاخصها باید متوازن باشند و فقط نتایج مالی را پوشش ندهند.
شاخصهای راهبردی
- درصد تحقق اهداف راهبردی
- پیشرفت ابتکارات راهبردی
- سهم بازار
- نرخ رشد
- تحقق برنامه تحول
شاخصهای مشتری
- رضایت مشتری
- وفاداری
- شکایات
- حفظ مشتری
- تجربه مشتری
شاخصهای کارکنان
- مشارکت
- رضایت
- نرخ خروج
- جانشینپروری
- توسعه شایستگی
- بهرهوری
شاخصهای عملیاتی
- کیفیت
- تحویل
- هزینه
- بهرهوری
- زمان چرخه
- دوبارهکاری
- خرابی
شاخصهای پایداری
- مصرف انرژی
- مصرف آب
- پسماند
- انتشار
- اثرات اجتماعی
- عملکرد تأمینکنندگان مسئول
شاخصهای نوآوری و تحول
- درآمد محصولات جدید
- ایدههای اجراشده
- پیشرفت پروژههای تحول
- بلوغ دیجیتال
- زمان توسعه محصول
- ارزش ایجادشده از نوآوری
ارتباط EFQM با مدیریت راهبردی
مدل EFQM کمک میکند راهبرد از یک سند مدیریتی به مجموعهای از فعالیتها و نتایج قابلپیگیری تبدیل شود.
EFQM بررسی میکند:
- آیا راهبرد بر شناخت محیط استوار است؟
- آیا نیازهای ذینفعان در آن دیده شدهاند؟
- آیا فرهنگ از اجرای راهبرد حمایت میکند؟
- آیا منابع و قابلیتها با اولویتها هماهنگاند؟
- آیا نتایج مناسب برای پایش راهبرد تعریف شدهاند؟
- آیا راهبرد بر اساس تغییرات بازنگری میشود؟
ارتباط EFQM با مدیریت ریسک
ریسک و فرصت در بخشهای مختلف مدل حضور دارند. سازمان باید ریسکهای مرتبط با راهبرد، ذینفعان، ایجاد ارزش، عملیات، تحول و نتایج را مدیریت کند.
ISO 31000 میتواند چارچوب تخصصی مدیریت ریسک را فراهم کند و EFQM بررسی کند این چارچوب تا چه اندازه در تصمیمها، راهبرد و عملکرد سازمان یکپارچه شده است.
ارتباط EFQM با پایداری
پایداری در EFQM نباید یک پروژه جانبی یا محدود به مسئولیت اجتماعی باشد. سازمان باید آثار اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی تصمیمهای خود را در راهبرد، عملیات و نتایج وارد کند.
مدل میتواند به سازمان کمک کند:
- ذینفعان مرتبط با پایداری را شناسایی کند.
- اهداف توسعه پایدار را با راهبرد مرتبط سازد.
- ارزش پایدار ایجاد کند.
- اثرات محصولات و خدمات را بررسی کند.
- شاخصهای پایداری را پایش کند.
- ادعاهای خود را با نتایج واقعی پشتیبانی کند.
ارتباط EFQM با استانداردهای ISO
ISO 9001
ISO 9001 زیرساخت مدیریت کیفیت و کنترل فرایندها را ایجاد میکند. EFQM بلوغ، یکپارچگی و نتایج کل سازمان را بررسی میکند.
ISO 14001
ISO 14001 سیستم مدیریت محیطزیست را ایجاد میکند. EFQM بررسی میکند عملکرد محیطزیستی چگونه با راهبرد و ارزش پایدار یکپارچه شده است.
ISO 45001
ISO 45001 بر مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی تمرکز دارد. نتایج ایمنی، فرهنگ و مشارکت کارکنان میتوانند در ارزیابی تعالی نیز مطرح شوند.
ISO/IEC 27001
این استاندارد چارچوب مدیریت امنیت اطلاعات را فراهم میکند. EFQM ارتباط امنیت اطلاعات با ریسک، ذینفعان، تحول و تابآوری را بررسی میکند.
ISO 30401
ISO 30401 سیستم مدیریت دانش را پوشش میدهد و میتواند از یادگیری، نوآوری، تحول و بهبود سازمان پشتیبانی کند.
تفاوت EFQM و مدل بالدریج
| موضوع | EFQM | بالدریج |
|---|---|---|
| خاستگاه | اروپا | ایالات متحده |
| ماهیت | چارچوب تعالی و تحول | چارچوب تعالی عملکرد |
| ابزار ارزیابی | RADAR | منطق ارزیابی مختص بالدریج |
| ساختار | جهتگیری، اجرا و نتایج | معیارهای رهبری، راهبرد، مشتری، اندازهگیری، نیروی کار، عملیات و نتایج |
| کاربرد | خودارزیابی، تحول و Recognition | خودارزیابی و جایزه عملکرد |
| قابلیت استفاده | انواع سازمانها | انواع سازمانها با نسخههای بخشی |
هر دو مدل بر نگرش سیستمی، رهبری، ذینفعان و نتایج تأکید دارند، اما ساختار و روش ارزیابی آنها متفاوت است.
مزایای استقرار EFQM
اجرای صحیح مدل میتواند نتایج زیر را ایجاد کند:
- شناخت یکپارچه سازمان
- افزایش همراستایی راهبرد و عملیات
- شناسایی نقاط قوت
- اولویتبندی فرصتهای بهبود
- تقویت رهبری
- توسعه فرهنگ سازمانی
- افزایش مشارکت کارکنان
- بهبود ارتباط با ذینفعان
- توسعه ارزش پایدار
- افزایش انسجام شاخصها
- تقویت مدیریت تحول
- بهبود تصمیمگیری مبتنی بر داده
- توسعه الگوبرداری
- افزایش آمادگی برای آینده
- دریافت بازخورد مستقل
- آمادگی برای جایزه تعالی
چالشهای اجرای مدل EFQM
حمایت ناکافی مدیریت
اگر مدیریت EFQM را فقط پروژه واحد کیفیت بداند، اجرای آن در سطح سازمان پایدار نمیشود.
تمرکز بر جایزه
تمرکز افراطی بر امتیاز و جایزه ممکن است هدف اصلی، یعنی بهبود واقعی عملکرد، را تحت تأثیر قرار دهد.
مستندسازی نمایشی
تولید حجم زیادی از مدارک بدون اجرای واقعی، در ارزیابی عمیق قابل دفاع نیست.
جمعآوری شاخصهای فراوان
تعداد زیاد شاخصها الزاماً به مدیریت بهتر منجر نمیشود. شاخصها باید به تصمیمگیری کمک کنند.
تقلید از سازمانهای موفق
الگوبرداری مفید است، اما کپیکردن رویکردها بدون توجه به زمینه سازمان میتواند ناموفق باشد.
اجرای همزمان همه فرصتهای بهبود
فرصتها باید اولویتبندی و به پروژههای محدود اما مؤثر تبدیل شوند.
وابستگی به مشاور
مشاور باید دانش و قابلیت ارزیابی را به سازمان منتقل کند. وابستگی کامل، پایداری سیستم را کاهش میدهد.
اشتباهات رایج درباره EFQM
EFQM فقط برای شرکتهای بزرگ است
خیر. روش اجرا و عمق ارزیابی باید با اندازه سازمان متناسب شود.
EFQM فقط برای دریافت جایزه است
خیر. بسیاری از سازمانها از مدل فقط برای خودارزیابی و بهبود استفاده میکنند.
امتیاز بالا نشاندهنده نبود مشکل است
خیر. حتی سازمانهای بالغ نیز فرصتهای بهبود دارند. تفاوت در توانایی آنها برای شناسایی و مدیریت این فرصتهاست.
مدارک بیشتر یعنی امتیاز بالاتر
خیر. کیفیت، یکپارچگی، اجرا، یادگیری و نتایج اهمیت بیشتری دارند.
واحد کیفیت مسئول EFQM است
واحد کیفیت میتواند هماهنگکننده باشد، اما مسئولیت تعالی متعلق به مدیریت و تمام واحدهای سازمان است.
EFQM جایگزین استانداردهای ISO است
خیر. این ابزارها میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
چکلیست اولیه آمادگی سازمان
- آیا هدف و چشمانداز سازمان روشن هستند؟
- آیا راهبرد بر تحلیل محیط و ذینفعان استوار است؟
- آیا اهداف راهبردی به واحدها منتقل شدهاند؟
- آیا فرهنگ موردنیاز برای اجرای راهبرد مشخص شده است؟
- آیا رهبران رفتارهای مورد انتظار را نشان میدهند؟
- آیا ذینفعان کلیدی شناسایی شدهاند؟
- آیا برای هر گروه، پیشنهاد ارزش مشخصی وجود دارد؟
- آیا فرایندها و پروژههای اصلی کنترل میشوند؟
- آیا تحول و نوآوری برنامهریزی شدهاند؟
- آیا نتایج ادراکی ذینفعان اندازهگیری میشوند؟
- آیا نتایج راهبردی و عملیاتی دارای روند هستند؟
- آیا اهداف کمی برای نتایج وجود دارد؟
- آیا نتایج با مراجع مناسب مقایسه میشوند؟
- آیا رویکردها ارزیابی و اصلاح میشوند؟
- آیا فرصتهای بهبود به پروژه اجرایی تبدیل میشوند؟
پاسخ منفی به هر پرسش الزاماً ضعف قطعی نیست، اما حوزهای را برای بررسی عمیقتر نشان میدهد.
مدتزمان استقرار مدل EFQM
مدت اجرای پروژه به عوامل زیر بستگی دارد:
- اندازه سازمان
- تعداد سایتها
- سطح بلوغ
- هدف پروژه
- کیفیت دادهها
- وضعیت برنامه راهبردی
- آمادگی شاخصها
- تجربه مدیران
- میزان مشارکت کارکنان
- هدف حضور در جایزه
یک ارزیابی تشخیصی اولیه میتواند در مدت کوتاهتری انجام شود، اما ایجاد تغییرات واقعی، اجرای پروژههای بهبود و مشاهده آثار آنها ممکن است به چند دوره مدیریتی نیاز داشته باشد.
EFQM نباید یک پروژه دارای پایان قطعی تلقی شود. ارزیابی و بهبود باید به بخشی از نظام مدیریت سازمان تبدیل شوند.
خدمات مشاوره EFQM و تعالی سازمانی
خدمات مشاوره میتواند شامل موارد زیر باشد:
- ارزیابی سطح آمادگی
- آموزش مدیران
- تشکیل ساختار تعالی
- طراحی روش خودارزیابی
- آموزش ارزیابان داخلی
- اجرای خودارزیابی
- استخراج نقاط قوت و فرصتهای بهبود
- امتیازدهی با منطق RADAR
- اولویتبندی پروژههای بهبود
- طراحی نقشه راه تعالی
- پایش پروژههای بهبود
- تهیه گزارش مدیریتی یا اظهارنامه
- اجرای ارزیابی شبیهسازیشده
- آمادگی برای بازدید ارزیابان
- تحلیل گزارش بازخورد
- برنامهریزی برای دوره بعدی ارزیابی
شرکت بینالمللی مهندسی هیوا میتواند متناسب با هدف، اندازه و سطح بلوغ هر سازمان، مسیر استقرار و ارزیابی مدل EFQM را طراحی کند.
برای ارزیابی اولیه، طراحی پروژه تعالی و دریافت مشاوره با کارشناسان هیوا تماس بگیرید: 09132119102
مدل EFQM 2025 یک چارچوب جامع برای شناخت، ارزیابی و بهبود عملکرد سازمان است. این مدل میان سه موضوع اصلی ارتباط برقرار میکند:
- سازمان چرا وجود دارد و چه جهتگیریای دارد؟
- چگونه راهبرد و هدف خود را اجرا میکند؟
- چه نتایجی به دست آورده و برای آینده چه برنامهای دارد؟
هفت معیار مدل، هدف و راهبرد، فرهنگ و رهبری، ذینفعان، ایجاد ارزش، عملکرد و تحول، برداشت ذینفعان و نتایج راهبردی و عملیاتی را پوشش میدهند.
منطق RADAR نیز کمک میکند سازمان فقط وجود برنامهها و فرایندها را بررسی نکند؛ بلکه منطق رویکرد، دامنه اجرا، ارزیابی، یادگیری و نتایج حاصل را بسنجد.
ارزش واقعی EFQM در دریافت یک امتیاز یا جایزه خلاصه نمیشود. مهمترین دستاورد آن، ایجاد تصویری یکپارچه از سازمان و تبدیل یافتههای ارزیابی به تصمیمها و پروژههای بهبود قابلاجراست.
پرسشهای متداول
مدل EFQM چیست؟
EFQM یک چارچوب مدیریتی برای ارزیابی عملکرد، شناسایی نقاط قوت، تعیین فرصتهای بهبود و هدایت تحول سازمانی است.
EFQM مخفف چیست؟
مخفف European Foundation for Quality Management یا بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت است.
آخرین نسخه مدل EFQM کدام است؟
مدل EFQM 2025 نسخه جاری این چارچوب است.
مدل EFQM 2025 چند معیار دارد؟
این مدل دارای سه بخش، هفت معیار و ۲۹ جزء معیار است.
سه بخش اصلی مدل کداماند؟
جهتگیری، اجرا و نتایج.
هفت معیار EFQM کداماند؟
هدف، چشمانداز و راهبرد؛ فرهنگ و رهبری؛ درگیرکردن ذینفعان؛ ایجاد ارزش پایدار؛ هدایت عملکرد و تحول؛ برداشت ذینفعان؛ و عملکرد راهبردی و عملیاتی.
RADAR چیست؟
RADAR منطق ارزیابی EFQM و شامل نتایج، رویکرد، جاریسازی، ارزیابی و اصلاح است.
آیا EFQM یک استاندارد ISO است؟
خیر. EFQM یک مدل تعالی و ارزیابی عملکرد است و استاندارد ISO محسوب نمیشود.
آیا EFQM گواهینامه دارد؟
EFQM دارای سازوکار ارزیابی و Recognition است، اما نباید آن را با گواهینامه سیستمهای مدیریتی ISO یکسان دانست.
آیا EFQM فقط برای دریافت جایزه است؟
خیر. سازمان میتواند از آن برای خودارزیابی، تحول، مدیریت بهبود و توسعه قابلیتهای خود استفاده کند.
آیا سازمانهای کوچک میتوانند EFQM را اجرا کنند؟
بله. روش اجرا و سطح جزئیات باید با اندازه، پیچیدگی و هدف سازمان متناسب شود.
خودارزیابی EFQM چیست؟
فرایندی ساختاریافته برای مقایسه فعالیتها و نتایج سازمان با معیارهای مدل و شناسایی نقاط قوت و فرصتهای بهبود است.
امتیاز کامل EFQM چند است؟
ارزیابی کامل و پیشرفته EFQM در مقیاس ۱۰۰۰ امتیاز انجام میشود.
تفاوت EFQM و ISO 9001 چیست؟
ISO 9001 الزامات سیستم مدیریت کیفیت را تعیین میکند؛ EFQM بلوغ، یکپارچگی و عملکرد کل سازمان را ارزیابی میکند.
چه واحدی مسئول اجرای EFQM است؟
مدیریت ارشد مسئول هدایت آن است. واحد کیفیت یا دبیرخانه تعالی میتواند هماهنگکننده باشد، اما تمام واحدها باید مشارکت کنند.